سديد الدين محمد عوفى
556
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بازگرفته بود تا به استعدادى كه نتيجهء استبداد بود مغرور گشت و در موقف مقابله « 1 » بايستاد . هنوز پرتو آفتاب جلال سايهء يزدان بر آن كافر نعمت نيفتاده بود كه از بريق « 2 » تيغ بندگان دولت چون سايه بر خاك افتاد ، و هنوز شيران بيشهء نصرت و حشم منصور چون گرگان گرسنه حمله نكرده بودند كه آن كافرنعمت را كه به بوزنهبازى خود را « 3 » خواب « 4 » خرگوش مىداد در گور خوابانيدند « 5 » . سر دولتشاه از دولت شاهنشهى « 6 » گوى چوگان فنا شد . بيت هر دل كه خلاف شه در آن مىگردد * چون دولتشه بىسر و جان مىگردد « 7 » بىسر تن او ، بهگاه « 8 » چون « 9 » مىسازد « 10 » ! * بىتن سر او ، گرد جهان مىگردد و اين فتح نامدار كه غرهء فتوح روزگارست مرين « 11 » شهريار كامگار و سايهء رحمت آفريدگار را « 12 » ، يمن « 13 » رأى مشكلگشاى جهانآراى دشمن فرساى خداوند خواجهء جهان و دستور صاحبقران ، نظام الملك قوام الدولة
--> ( 1 ) - متن : مقابل مقابل ، مپ 2 : مقابل ( 2 ) - متن و مپ 2 : پرتو ( 3 ) - مپ 2 - گرگان گرسنه . . . خود را ( 4 ) - متن - گرگان گرسنه . . . خود را خواب ( 5 ) - مج : گورخانه خوابانيدند ( 6 ) - مپ 2 و مج : شاه ( 7 ) - مج : هر دل كه درو خلاف شه بر آن مىگردد * چون دولتش بىسر و جان مىگردد ( 8 ) - مپ 2 و مج : نگاه ( 9 ) - متن : جان ، مپ 2 : بر حول ، مج - چون ، تصحيح قياسى است ( 10 ) - مج + برگ ( 11 ) - مپ 2 : برين ( 12 ) - متن - را ( 13 ) - در چهار نسخه به يمن ضبط شده است و تصحيح قياسى است